تبلیغات
هواداران مسی - در مورد لیونل مسی بهترین فوتبالیست
مسی مسی عشق مایی

در مورد لیونل مسی بهترین فوتبالیست

شنبه 29 خرداد 1389 09:07 ب.ظ

نویسنده : علی نصیری

 

در مورد لیونل مسی بهترین فوتبالیست

لیونل مسی بهترین فوتبالیست دنیاست، اگر چه او همواره نحیف ترین هم به شمار می آید. این نوشته گزارشی است از روبرتو ساویانو درباره هنر مسی در فوتبال و دیدار او با این بازیکن در بارسلونا.
روبرتو ساویانو در سال ‌١٩٧٩ در نزدیکی ناپولی به دنیا آمد. او نخست به عنوان خبرنگار کار می کرد. Gomorrha پرفروش ترین کتابش در سال ‌٢٠٠٦ چاپ شد. کتابی درباره روش های کار گروه مافیایی "کومورا" . این کتاب به ‌٤٢ زبان بازگردان و از روی آن فیلمی هم ساخته شده است:
با لیو در رختکن نوکمپ، یکی از بزرگترین ورزشگاه های دنیا رو به رو شدم. مسی از سکوها همانند لکه ای کوچک، مهار ناشدنی و بسیار سریع به چشم می آید. او از نزدیک هم جوانی نحیف، اما جان سخت و خستگی ناپذیر است؛ بی اندازه کم رو و خجالتی. زیر لب ترانه ای آرژانتینی را زمزمه می کند. چهره ای دوست داشتنی، صاف و بدون چین و چروک دارد، بدون ریش و سبیل.
لیونل مسی کوچک ترین قهرمان زنده فوتبال است، با لقب "کک". او اندام بچه را داراست. در واقع رشد او به عنوان کودک تقریبا در ده سالگی متوقف شد. دست و پاهای کودکان دیگر بلندتر بودند؛ صدایشان هم دستخوش دگرگونی می شد. با این حال لیونل کوچک ماند. یک جای کار ایراد داشت. آزمایش ها هم این موضوع را تایید می کردند: هورمون های رشد او تا اندازه ای منظم عمل نمی کردند. آن طور که معلوم شد، مسی به گونه ای نادر از بیماری "نانیسم" مبتلا بود. همزمان با هورمون های رشد در کار دیگر هورمون ها نیز اختلال هایی ایجاد شده بود و آنها نیز ترشح نمی شدند. پوشیده نگه داشتن این ایراد ناشدنی بود. دوستان در زمین فوتبال متوجه شدند که [رشد] لیونل متوقف مانده است. مسی می گوید: "همیشه کوچک تر از همه بودم. هر کاری که می کردم و هر کجا که می رفتم، آنها همیشه می گفتند: "لیونل عقب افتاده است." انگار او در جایی از مسیر از بقیه عقب افتاده بود.
در یازده سالگی قد او تقریبا ‌١٤٠ سانتی متر است. پیراهن باشگاهش، نیو ولز اولد بویز در شهر روزاریوی آرژانتین برایش بسیار بزرگ است و به تنش زار می زند. پایش در کفش شنا می کند، بنا بر این او بند کفش هایش را همانند کفش های خانگی می بندد. او بازیکنی استثنایی است، با این حال اندام یک کوتوله هشت ساله را دارد و نه یک نوجوان در حال رشد را.
درست در سن و سالی که در آن هر کس با نگاه به آینده می خواهد استعدادهایش را برای رشد و پیشرفت به کار بگیرد، رشد اولیه در مورد دست ها، پاها و تن او راکد می ماند. این برای مسی به معنای پایان تمام امیدهایی است که از نخسین روزهای حضورش در زمین فوتبال در پنج سالگی داشت. او احساس می کند، که با پایان یافتن رشدش همه چیز پایان یافته است. هر چیزی که او می خواست روزی بشود. همزمان پزشکان در این اندیشه هستند که چنانچه با این بیماری به موقع مبارزه شود، شاید بتوان آن را بر طرف کرد. تنها اقدام ممکن هورمون درمانی با هورمون GH است: بمباران سالانه که با کمک آن شاید بتوان سانتی متر هایی از رشد صورت نگرفته را جبران کرد؛ سانتی مترهایی را که او نیاز دارد تا با آنها بتواند با غول های فوتبال مدرن رقابت شانه به شانه ای داشته باشد. درمان این بیماری بی اندازه پر هزینه است. سنگین برای خانواده: درمان این مرض ماهانه ‌٩٠٠ دلار خرج در بر دارد. فوتبال برای رشد و رشد برای فوتبال: از این به بعد این تنها را پیش روست.
او در جریان یک بازی توجه یک استعداد یاب را به خود جلب می کند. استعداد یاب ها در زندگی بازیکنان فوتبال همه چیز هستند. با هر مسابقه ای که آنها به تماشایش می روند، با هر نوجوانی که تصمیم می گیرند، رشد و پیشرفتش را پیگیری کنند، و با هر پدری که می خواهند، با او به صحبت بنشینند، درباره سرنوشتی تصمیم می گیرند و آن را رقم می زنند. آنها در بیشتر موارد درها را به روی بازیکنان جوان می گشایند. با همه این ها چیزی که باید به مسی ارائه شود، بسیار بیشتر است. آنها نه تنها می توانند فوتبالیست شدن را برای او ممکن کنند، که سلامت و تندرستی را بار دیگر به او باز می گردانند.
کارلس رکساچ، مدیر ورزشی بارسلونا، پس از آن که لیونل را در زمین دیده بود، این طور تعریف می کند: "پنج دقیقه برای دیدن این که او برگزیده است، کافی بود." آشکار است که استعدادی بی نظیر در پاهای مسی نهفته است. چیزی که از فوتبال فراتر می رود. وقتی کسی به تماشای او هنگام فوتبال می نشیند، همانند وقتی است که فرد به موسیقی گوش می دهد، گویی هر قطعه در یک ترکیب از هم پاشیده به جای خودش باز می گردد.
رکساچ می خواهد او را خیلی زود از آن خود کند: "هر کسی بود، بلافاصله او را با طلا می سنجید." آنها روی یک کاغذ بی ارزش قرار داد خود را می نویسند، روی یک دستمال. رکساچ و پدر "کک" پای آن قرارداد را امضا می کنند. این تکه کاغذ بی ارزش زندگی لیونل را دگرگون خواهد کرد. بارسلونا این کودک جاودانه را باور دارد. باشگاه تصمیم می گیرد که هزینه های هر هورمونی را که ترشح نمی شود، بپردازد. اما مسی برای درمان باید راهی اسپانیا شود، همراه با همه اعضای خانواده، پدر، مادر و سه خواهر و برادرش که اکنون با او از روزاریو رفته‌اند؛ بدون مدرک و بدون کار و با اعتماد صرف به قراردادی که روی یک دستمال نوشته شده است. با این امیدواری که شاید در این اندام کودکانه بخت و اقبال آن‌ها نهفته باشد. باشگاه در سال ‌٢٠٠٠ به مدت ‌٣ سال هر گونه پشتیبانی پزشکی و درمانی مسی را تضمین می‌کند. برخی بر این باورند که شخصی که ایمان دارد به یاری فوتبال می‌تواند از جهنم و عذاب خارج شود، نیرویی در خود دارد که او را به هر هدف دلخواهش می‌رساند.
با این همه درمان به گونه‌ای وحشتناک توان مسی را می‌گیرد. حالش همواره بد است و پی‌درپی بالا می‌آورد. عضله‌ها به نظر در حال پاره شدن و استخوان‌های بدن در حال خرد شدن هستند. در عرض چند ماه اندامش بزرگتر شده و به اندازه‌ای می‌رسد که در واقع در مدت چند سال باید به این اندازه می‌رسید. مسی می‌گوید: "توانایی درد کشیدن را نداشتم و نمی‌توانستم به باشگاه جدیدم چیزی ارائه بدهم، باشگاهی که همه چیز را مدیونش هستم." تفاوتی بنیادین میان آن‌هایی است که استعدادشان را به کار می‌گیرند تا پیشرفت کنند و آن‌هایی که همه چیزشان بسته به آن استعداد است. هنر زندگی است اما نه به این معنا که هنر همه چیز یک فرد شود و او را در خود غرق کند. بلکه به آن معناست که به شخصی آتیه ببخشد. برنامه دومی وجود ندارد، هیچ گونه جایگزینی هم وجود ندارد که بتوان به آن رجوع کرد.
سرانجام بارسلونا پس از ‌٣ سال می‌خواهد لیونل مسی را به کار بگیرد و خانواده می‌داند که اگر او اکنون نتواند آن طور که از او انتظار می‌رود، بازی کند، دردسرهایی برطرف ناشدنی پیش خواهد آمد. آنها در آرژانتین همه چیز را از دست داده‌اند و در اسپانیا هم هنوز چیزی را به دست نیاورده‌اند. اما زمانی که "کک"