تبلیغات
هواداران مسی - مسی یه دونه است.
مسی مسی عشق مایی

مسی یه دونه است.

یکشنبه 30 خرداد 1389 06:20 ب.ظ

نویسنده : علی نصیری



مسی تکتکتکتکتکه...

«مسی، لیونل  مسی، لیونل آندرس مسی، لیونل  مسی  کوچک، لیونل مسی  بزرگ، ...»
این ستایش فرناندو راموس ایبازگا مفسر سرشناس فوتبال اسپانیا از فوق ستاره جوان و ریزنقش بارسلونا بعد از گل بی نظیرش به ختافه در نیمه نهایی جام
  حذفی اسپانیا (کوپادل ری) بود، استیوفیلد گزارشگر شبکه اسکای هم آن گل فوق العاده را این طوری گزارش کرد: «یک، دو، سه، چهار، پنج، و ... گل» (مسی پنج بازیکن حریف را دریبل زد و بعد توپ را از بالای پای نفر ششم به درون دروازه فرستاد.)بلافاصله بعد از آن گل ستایش ها شروع شد، از همان لحظه هم آن گل با گل تاریخی مارادونا در جام جهانی 1986 به انگلستان مقایسه شد. دلایل این مقایسه هم زیاد بودند: هر دو فوق ستاره آرژانتینی بودند، هر دو چپ پا، هر دو توپ را از چند متر مانده به نیمه زمین در اختیار گرفتند، هر دو پنج بازیکن حریف را دریبل زدند، و هر دو قبل از آن که نفر ششم به توپ برسد، با پای راست دروازه را گشودند. این گونه شد که تمام شبکه های خبری و ورزشی گل مسی را که نشان می دادند، گریزی به آن گل بی نظیر مارادونا هم می زدند و یادشان می افتاد که مارادونا اولین حامی جدی مسی در آرژانتین بود و مسی هم همواره گفته بود که مارادونا همیشه الگو و سرمشقش بوده. همین طوری بود که مسی بعد از زدن آن گل مارادونایی خطاب به الگویش که روی تخت بیمارستان خوابیده بود تا کبد بیمارش را درمان کند، گفت: «امیدوارم زود خوب شوی و برگردی» و مارادونا از همان روی تخت به مسی گفت: «خیالم راحت است که تو جای من را می گیری»...آرژانیتنی ها خوشحال هستند که بعد از اسطوره دهه هشتادشان یک اسطوره دیگر پیدا کرده اند که می توانند سال ها به او دلخوش باشند و به او فخر بفروشند.

داستان زندگی لیونل آندرس مسی از آن قصه های بامزه عجیبی است که انگار از دل کتاب های داستانی پندآموز که برای تشویق انسان ها به باور داشتن قدرت اراده و عزم خود بیرون آمده:
لیونل فرزند یک خانواده متوسط آرژانتینی بود که در حومه روزاریو زندگی می کردند. برادر بزرگش مثل پدرش عاشق فوتبال بود و اگر چه پدر عاشق یوکاجونیورز بود اما برادر به تمرینات تیم نیوالدز بوی می رفت و همین کافی بود تا لیونل هفت ساله هم در یک تابستان همراه او شود و فقط با روپایی زدن در یک تمرین برای بازی در تیم کودکان نیوالدزبوی انتخاب شود. لیونل آن قدر با استعداد بود که در سن 10 سالگی کاپیتان تیم زیر 13
  ساله های باشگاه شد و فقط یک سال بعد، اولین درآمد فوتبالی خودش را به شکل پاداش از باشگاه گرفت (پولی که با بخشی از آن یک پیراهن باشگاه ناپل با اسم مارادونا آن را خرید).لیونل کوچک رشد نمی کرد و این شد که مادر نگرانش او را پیش پزشکان برد. پزشکان تشخیص دادند که او دچار کمبود هورمون رشد است و سر استخوان هایش زودتر از حالت معمول ( و قبل از شروع بلوغ) در حال بسته شدن هستند; اتفاقی که باعث می شد قد او حداکثر به 150 تا 155 سانتی متر برسد. خانواده اما برای درمان لیونل محبوب به دست و پا افتادند. پزشکان معالج آنها را به اسپانیا فرستادند، جایی که امید بود که در آن درمان با هورمون رشد باعث بلندتر شدن قد لیونل شود. درمان در اسپانیا خیلی گران بود، اما تقدیر در سیزدهم ژوئن 2000 برای لیونل مسی رقم خورد. او آن روز با برادرش ماتیاس به تمرینات تیم نوجوانان بارسلونا رفت و آن قدر هنرنمایی کرد که چشم بگرشتاین (مدیر فنی فعلی تیم و استعدادیاب آن زمان باشگاه) را گرفت. فقط یک هفته بعد بارسلونا با لیونل مسی قرارداد بست و کلیه هزینه درمان او را هم پرداخت، درمانی که دو سال به طول انجامید و در نهایت قد لیونل را به 168 سانتی متر رساند. در این دو سال لیونل مسی به یک ستاره در تیم های پایه بارسلونا مبدل شد و در سن 16 سالگی با عقد یک قرارداد حرفه ای شد بازیکن یکی از بزرگ ترین تیم های اروپا. 17 ساله که شد در بازی های لیگ اسپانیا برای بارسلونا بازی کرد و گل زد و چهره شد و بعد در جام جهانی جوانان ستاره تیم ملی آرژانتین و بهترین بازیکن و بهترین گلزن مسابقات شد و در 18 سالگی برای تیم ملی آرژانتین بازی کرد و در 19 سالگی بازیکن ثابت بارسلونا و فوق ستاره جدید فوتبال جهان شد.

اما مسی بزرگ همچنان همان مسی کوچک است، تمام دوربین های خبرنگاران و عکاس ها و مردان تلویزیون ها در شکار لحظه های متفاوت و غیرمعمول از زندگی او در این ماه ها و سال ها ناکام مانده اند و حتی یک داستان جنجالی از او چاپ نشده. لیونل مسی بزرگ که در آغاز فصل 18 هزار پیراهنش در شهر بارسلونا به فروش رفته هنوز آن قدر محجوب است که در زمان حرف زدن با خبرنگاران یا دوربین های تلویزیونی سرخ می شود و آن قدر مظلوم است که دکو (بازیکن پرتغالی بارسا که حکم برادر بزرگش را پیدا کرده) او را با خود برای خرید لباس می برد و به او می گوید که چه لباسی بخرد و چه چیزی را با چه چیزی ست کند.دوستان نزدیکش، آندرس اینیستا بازیکن بارسلونا، پابلوزابالتا بازیکن اسپائول و سسکه فابرگاس بازیکنآرسنال  همه یک چیز را در مورد او می گویند: «شخصیت او در داخل زمین با شخصیتش در خارج زمین فوتبال خیلی فرق دارد. در داخل زمین فوتبال می شود از کلیه رفتارش اعتماد به نفس زیاد او را حس کرد. آنجا او دائم می خواهد که کاری بکند، همیشه در تلاش است و همیشه می خواهد خودش را به رخ بکشد. اما بازی که تمام می شود انگار او آدم دیگری می شود، انگار انرژی اش تمام می شود، می شود یک پسربچه آرام کم حرف مظلوم که دوست دارد گوش کند و حرف نزند، آدمی که اگر رهایش کنید، ساعت ها با یک دستگاه پخش موسیقی یا یک تلویزیون سرگرم می شود...»برخی طرفداران فوتبال منتظرند تا رفتار شرارت بار وین رونی، یا شلوغ بازی ها و ولخرجی های بی حساب و کتاب کریستیاتو رونالدو را در لیونل مسی ببینند، اما مرد آرژانتینی میانه ای با این حرف ها ندارد. او خیلی راحت به خبرنگاران لو داده که برادرش مسئول مالی اوست و هر وقت که پول بخواهد، از او پول می گیرد و هیچ وقت نمی داند چقدر پول دارد و خیلی راحت هم به خبرنگاران گفته که بهترین جای دنیا در نظرش کاناپه راحتی اتاق نشیمن خانه اش و غذای محبوبش هم خوراک ماهی پخته شده توسط مادرش است...او لیونل مسی است، یک فوق ستاره داخل مستطیل سبز و یک بچه آرام مظلوم معمولی در خارج آن.

بعد از آن گل فوق العاده مقابل ختافه، شبکه های تلویزیونی و رادیویی و نشریات، ول کن ماجرا نبودند، آنها تا جایی که توانستند در مورد این گل نوشتند و به طرق مختلف این «سوپرگل» را تحسین کردند. اما خود لیونل مسی بی خیال این حرف ها بود. او یک گل عالی زده بود، اما خودش اصلا قبول نداشت که گلش بی نظیر است. وقتی خبرنگارها از او پرسیدند: «بعد از آن گلی که زدی توانستی شب خوب بخوابی؟ اصلا خوابت برد؟» خیلی راحت گفت: «بله، راحت خوابیدم، حتی بهتر از شب های دیگر، راستش به خانه که رسیدم فقط یک بار گلم را در یک برنامه خبری دیدم و بعد هم گرفتم خوابیدم. بعد از آن هم اصلا آن گل را در تلویزیون ندیده ام...»

او لیونل مسی است، لیونل مسی بزرگ، یا لیونل مسی کوچک، او فوق  ستاره ای است که انگار با همه ستاره ها فرق دارد.


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -